کلیپی که بارها از یوتیوب حذف شد....

نویسنده :سپیده
تاریخ:چهارشنبه 25 مرداد 1391-10:16 ق.ظ

خواننده ی این کلیپ که درباره غزه است مایکل هارت هست که یک فرد نیمه سوریه ای و نیمه امریکایی هست.
کلیپ زیباییه مخصوصا متن شعرش.

A blinding flash of white light
Lit up the sky over Gaza tonight
People running for cover
Not knowing whether they’re dead or alive

They came with their tanks and their planes
With ravaging fiery flames
And nothing remains
Just a voice rising up in the smoky haze

We will not go down
In the night, without a fight
You can burn up our mosques and our homes and our schools
But our spirit will never die
We will not go down
In Gaza tonight

Women and children alike
Murdered and massacred night after night
While the so-called leaders of countries afar
Debated on who’s wrong or right

But their powerless words were in vain
And the bombs fell down like acid rain
But through the tears and the blood and the pain
You can still hear that voice through the smoky haze

We will not go down
In the night, without a fight
You can burn up our mosques and our homes and our schools
But our spirit will never die
We will not go down
In Gaza tonight





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نفسی می آید هنوز.........

نویسنده :سپیده
تاریخ:دوشنبه 23 مرداد 1391-01:43 ق.ظ

السلام

بنام خدای خودم

خیلی وقته نگفتم

بنام خدا خدای فقط من

:)

هیییییییییییی چه خوب شد که این کنج خلوت رو برای خودم نگه داشتم. و چه خوب شد که دورش رو شلوغ نکردم که هی نظر بذارم و منتظر باشم که نظر بذارن...هر وقت دلم خیلی می گیره و تنگ میشه و تنها میام و یه پستی می ذارم و دلم سبک میشه و ازونجا که می دونم کمتر بهم سر زده میشه کمتر هم سر میزنم به داشبورد و کمتر بالا و پایی می کنم دیدگاه ها رو.

در احوال بنده اینکه بالاخره سنت های عالم کار خودش رو کرد و دعای مادربزرگ و مادر و خاله و دایی گرفت و بنده از الان یه دانشجوی کارشناسی ارشد به حساب میام. گرچه هنوز کارای فارغ التحصیلیمو انجام ندادم که بگم ای عالم هنوز مهر کارشناسی مون خشک نشده محکوم به ادامه تحصیل شده ایم. بلکه باید بگویم هنوز نمره پروژه پایان نامه مون رو تو سایت نزدن محکوم به این حکم خدارحمی شدیم. ( خدا رحم کرد به دل مادر و مادربزرگ یعنی)

از دیگر مصاعب بنده اینکه ولش گفتن نداره...

از احوالات هم که عرض کردم در بالادست....

از کشفیات:

آآآآآآآآآااخ که چقدر کشفیات دارم . چقدر درددل دارم..چقدر سوال دارم.

درددل: این شب های قدر به سرعت برق و باد اومدن و رفتن و من فقط واسه اینکه دلمو خوش کرده باشم تونستم فرصت کنم و چند شبی رو تا 2-3 بامداد بیدار بمونم و اونم با چه وضعی.. هی چرت زدم و هی چشم هامو مالیدم و هی این پا و اون پا کردم تو مسجد که خودم خجالت کشیدم. دیسک کمرم هم که یهو رخ نمود و نالید از پشت کامپیوتر نشستن های متوالی بنده ... و عدل سر دعای جوشن کبیر و ابوحمزه ثمالی بر ما عارض شد....اصلا این ماه رمضون خوب بهم مزه نداد. همش یه گرفتاری ای بود. یه کاری. یه پروژه ای. یه امتحانی...

دوس داشتم یه ماه کلا بی دغدغه واسه ی خودم باشم و کتاب بخونم و تحقیق کنم و دوتا چیز یادبگیرم و بیشتر هم عقیدتی کار کنم. دوست داشتم متن های بلند بالا بنویسم وبفرستم برای دوستانی که منتظرند و بهشون قول دادم تا اینقدر تو خجالت و شرمندگی بدقولیم نمونم و شب ها بیخوابی نکشم.

دوست داشتم به خیلی از علایقم برسم....طراحی کنم..شعر بگم...کتاب بخونم...کتاب بخونم...کتاب بخونم....بنویسم...

اما بقول دایی محترم انگار بر پیشانی بنده زده شده : زگهواره تا گور دانش بجوی

البته انکار نمی کنم که دوس دارم ادامه تحصیلو. حتی کلی خوشحال هم شدم یجورایی.بیشتر بخاطر اینکه مادر خوشحال شد و مادرجون به نوه اش افتخار کرد. دیگه بقیشم با خودشونه اینقدر باید دعا کنن که این دو سه سالم به خیری  بگذره و تهش بتونیم یه پُخی بشیم...


یه موردی رو بهش برخوردم تو این مدت که نبودم. اینکه چقدر راحت میتونیم گناه کنیم و چقدر راحت می تونیم بهش عادی نگاه کنیم و حتی اونو یه حق برای خودمون بدونیم و ازش راضی باشم و اصلا هم دردشو حس نکنیم که وجدانمون خراش برداشته ؛ بلکه هم احتیاج به بخیه داره ... .

اینکه چقدر راحت خودتو برای کسی که دوستش داری.. نه حالا خیلی دوستش داری ها.. کسی که بهش اهمیت می دی خرج می کنی و هزینش هم ارتکاب یه گناهه که اصلا میتونی دردشو حس نکنی....چون خیلی طرفت واست مهم بوده.

 خیلی وحشتناکه خیلی....اینکه خودتو پاک بدونی...ولی وقتی میرسی به جایی که باید تو چشم خدا زل بزنی و بگی الهی العفو....باید پیشونیت بخوره زمین و کمرت بشکنه تا جرات کنی با یه صدایی که خودت بتونی بشنوی بگی الهــــــــی العفــــــــــــو....و بمیــــــــــــری از خجالت و داد بزنی حقته سنگینی بار این خجالت .. حـقته..... 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic