به شهیـــد ......

نویسنده :سپیده
تاریخ:سه شنبه 20 دی 1390-04:12 ب.ظ

سلام به خدا

به شهید

-----

ما آدم ها که پا دراین دنیا می گذاریم... قلب کوچکی داریم. اندازه ی یک مشت. وقتی هم که انگشت کوچک مادر را در میان دستانمان حس می کنیم . محکم فشارش می دهیم... محکم نگه اش میداریم. انگار که همین الان است دوباره ازین جهان هم کنده بشویم. تجربه ی سختی بود آمدن به این دنیا... خاطراتش تا وقتی که اطرافمان را رنگی رنگی ندیده ایم و جذب اسباب بازی هایش نشده ایم در ذهنمان موج میزند. برای همین هم هست که انگار دوست نداریم چشم ها را باز کنیم... هنوز زمزمه های فرشته ها را می شنویم... همان موقع ها که هنوز یاد نگرفته ایم بگوییم بابا ... مامان...

آن موقع ها احوال خدا را هم می دانیم...نوازش هایش را احساس می کنیم... دلداری هایش را می شنویم.... ماموریت مان را با خودمان هی تکرار می کنیم...هی تکرار می کنیم.... هی تکرار می کنیم....

کمی که بزرگتر شدیم به درخت ها سلام می کنیم.... برای گنجشک ها داستان می سازیم.... از خوردن دانه های برنج عذاب وجدان داریم و به فکر زجه هایش هنگام خورد شدن زیر دندان های شیری مان هستیم...

کمی که بزرگتر شدیم ... کارهای چند سال قبلمان احمقانه می شود. ماموریت مان یادمان رفته .... به کارهای بزرگتری که باید انجام بدهیم متمرکز میشویم...

عده ای درگیر دنیا میشوند... و برنده ی تمام بازی های آن ... و استاد تمام ترفند ها و تقلب هایش...

عده ای هم انگار محکم دست خدا را نگه داشته اند... بازهم به آسمان مثل کودکی هایشان زل میزنند ولی این بار معنی تمام حرفهای درگوشی ابرها را می فهمند... باز هم  اول سیب ها را بو می کشند و بعد با احترام تمام می خورندشان... همه اش می خواهند ماموریتشان یادشان بیاید...قدم هایشان را برای لبخند های خدایشان بر میدارند...این آدم ها لطافت نگاهشان را حفظ میکنند.  زلالی تمام رودهای بهشت را از چشمانشان منعکس می کنند...این آدم ها برای خانواده هایشان اسطوره هستند... برای اطرافیانشان. ولی لیاقت بالاترین ها را دارند.... و ... پر میکشند.... روحشان را با لقاالله سیراب می کنند و... چشمه ای می شوند برای وجود تشنه ی زمینی های جا مانده.... و می شوند شهیدی که هر کسی با او راز و نیاز میکند... و واسطه ی فیض و برکات خدایشان میکنندش...

هر قطره ی خون شهید دریاست...هر قطره اش 6 امتیاز دارد... جایزه اش هم تولد یک شهید دیگر است... یک اسطوره ی دیگر... یک آینه ی دق دیگر برای شیاطین عالم..... یک سرباز دیگر برای لشکر خدا....

آی ترسو ها...حواستان خوب جمع باشد....بچه های این سرزمین راه های پر پیچ و خم آسمانی را از جاده های هموار زمینی بیشتر دوست دارند... سیاه چاله های مرگی که شما در سر راهشان میسازید برایشان دروازه های بهشت است.... قسم به خدایی که در اولین وحی اش به محمد(ص) قسم خورد به قلم و سطر سطری که نوشته می شود.... خاکی که خون شهید رویش ریخته شده سجده گاه قلب های ماست..... حواستان خوووب جمع باشد....

جوان های این سرزمین با نور علمشان چشم های همه تان را کور خواهند کرد... انشا الله......


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic