تبلیغات
ساده...سپید.... - نفسی می آید هنوز.........

نفسی می آید هنوز.........

نویسنده :سپیده
تاریخ:دوشنبه 23 مرداد 1391-01:43 ق.ظ

السلام

بنام خدای خودم

خیلی وقته نگفتم

بنام خدا خدای فقط من

:)

هیییییییییییی چه خوب شد که این کنج خلوت رو برای خودم نگه داشتم. و چه خوب شد که دورش رو شلوغ نکردم که هی نظر بذارم و منتظر باشم که نظر بذارن...هر وقت دلم خیلی می گیره و تنگ میشه و تنها میام و یه پستی می ذارم و دلم سبک میشه و ازونجا که می دونم کمتر بهم سر زده میشه کمتر هم سر میزنم به داشبورد و کمتر بالا و پایی می کنم دیدگاه ها رو.

در احوال بنده اینکه بالاخره سنت های عالم کار خودش رو کرد و دعای مادربزرگ و مادر و خاله و دایی گرفت و بنده از الان یه دانشجوی کارشناسی ارشد به حساب میام. گرچه هنوز کارای فارغ التحصیلیمو انجام ندادم که بگم ای عالم هنوز مهر کارشناسی مون خشک نشده محکوم به ادامه تحصیل شده ایم. بلکه باید بگویم هنوز نمره پروژه پایان نامه مون رو تو سایت نزدن محکوم به این حکم خدارحمی شدیم. ( خدا رحم کرد به دل مادر و مادربزرگ یعنی)

از دیگر مصاعب بنده اینکه ولش گفتن نداره...

از احوالات هم که عرض کردم در بالادست....

از کشفیات:

آآآآآآآآآااخ که چقدر کشفیات دارم . چقدر درددل دارم..چقدر سوال دارم.

درددل: این شب های قدر به سرعت برق و باد اومدن و رفتن و من فقط واسه اینکه دلمو خوش کرده باشم تونستم فرصت کنم و چند شبی رو تا 2-3 بامداد بیدار بمونم و اونم با چه وضعی.. هی چرت زدم و هی چشم هامو مالیدم و هی این پا و اون پا کردم تو مسجد که خودم خجالت کشیدم. دیسک کمرم هم که یهو رخ نمود و نالید از پشت کامپیوتر نشستن های متوالی بنده ... و عدل سر دعای جوشن کبیر و ابوحمزه ثمالی بر ما عارض شد....اصلا این ماه رمضون خوب بهم مزه نداد. همش یه گرفتاری ای بود. یه کاری. یه پروژه ای. یه امتحانی...

دوس داشتم یه ماه کلا بی دغدغه واسه ی خودم باشم و کتاب بخونم و تحقیق کنم و دوتا چیز یادبگیرم و بیشتر هم عقیدتی کار کنم. دوست داشتم متن های بلند بالا بنویسم وبفرستم برای دوستانی که منتظرند و بهشون قول دادم تا اینقدر تو خجالت و شرمندگی بدقولیم نمونم و شب ها بیخوابی نکشم.

دوست داشتم به خیلی از علایقم برسم....طراحی کنم..شعر بگم...کتاب بخونم...کتاب بخونم...کتاب بخونم....بنویسم...

اما بقول دایی محترم انگار بر پیشانی بنده زده شده : زگهواره تا گور دانش بجوی

البته انکار نمی کنم که دوس دارم ادامه تحصیلو. حتی کلی خوشحال هم شدم یجورایی.بیشتر بخاطر اینکه مادر خوشحال شد و مادرجون به نوه اش افتخار کرد. دیگه بقیشم با خودشونه اینقدر باید دعا کنن که این دو سه سالم به خیری  بگذره و تهش بتونیم یه پُخی بشیم...


یه موردی رو بهش برخوردم تو این مدت که نبودم. اینکه چقدر راحت میتونیم گناه کنیم و چقدر راحت می تونیم بهش عادی نگاه کنیم و حتی اونو یه حق برای خودمون بدونیم و ازش راضی باشم و اصلا هم دردشو حس نکنیم که وجدانمون خراش برداشته ؛ بلکه هم احتیاج به بخیه داره ... .

اینکه چقدر راحت خودتو برای کسی که دوستش داری.. نه حالا خیلی دوستش داری ها.. کسی که بهش اهمیت می دی خرج می کنی و هزینش هم ارتکاب یه گناهه که اصلا میتونی دردشو حس نکنی....چون خیلی طرفت واست مهم بوده.

 خیلی وحشتناکه خیلی....اینکه خودتو پاک بدونی...ولی وقتی میرسی به جایی که باید تو چشم خدا زل بزنی و بگی الهی العفو....باید پیشونیت بخوره زمین و کمرت بشکنه تا جرات کنی با یه صدایی که خودت بتونی بشنوی بگی الهــــــــی العفــــــــــــو....و بمیــــــــــــری از خجالت و داد بزنی حقته سنگینی بار این خجالت .. حـقته..... 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What causes burning pain in Achilles tendon?
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:40 ب.ظ
I'm truly enjoying the design and layout of your site.
It's a very easy on the eyes which makes it much
more pleasant for me to come here and visit more often. Did you
hire out a designer to create your theme? Great work!
How much does it cost for leg lengthening?
شنبه 14 مرداد 1396 02:56 ب.ظ
You have made some decent points there. I checked on the
internet to find out more about the issue and found
most individuals will go along with your views on this site.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:43 ب.ظ
Keep on working, great job!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:28 ق.ظ
Good information. Lucky me I came across your website by accident
(stumbleupon). I have book marked it for later!
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 10:26 ق.ظ
Hello! This is my first visit to your blog!
We are a group of volunteers and starting a new initiative in a
community in the same niche. Your blog provided
us beneficial information to work on. You have
done a wonderful job!
طواف یار
پنجشنبه 4 آبان 1391 11:09 ق.ظ
باز هم عرفه، با همه راز و رمزهایش از راه رسید؛

روزى پر از شور و شیدایى و شناخت؛

روز خوشه چینى بندگان از پهن دشت معرفت الهى؛

روزى که نگاه قلب ها، بیش از همیشه به آسمان است؛

روز چشم هاى بارانى و نیازهاى آسمانى.

آرى، عرفه، روز بازگشت عارفانه است از کج راهه گمراهى

و تاریکى،به شاه راه هدایت و نور...

روز عرفه ، روز نیایش و روز بارش چشم های خاکیان بر شما آسمانیان مبارک باد و التماس دعا در لحظات قشنگ خلوتتان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر