تبلیغات
ساده...سپید.... - تب داغ .... کو لیوانی آب یخ؟؟؟؟

تب داغ .... کو لیوانی آب یخ؟؟؟؟

نویسنده :سپیده
تاریخ:چهارشنبه 21 تیر 1391-10:05 ق.ظ

السلام

اگر از درد های استخوان سوز بنده بدانید نمی گویید چرا فلانی بروز نمی کند وبلاگش را( که البته هیچ کس برای دل خوش کنک من هم که شده نیامد همچین حرفی بزند.)

کارشناسی را تمام نکرده تمام خانواده به فکر ارشد بنده و ترقی فرزند دلبندشان به رده های متعالی تحصیلی هستند. و گوش همه هم با صداهای دل خودشان پر شده و ناله های جان سوز بنده را نمی شنوند که آآآآآآآآآآآای:::‌من دو زار سواد درست و حسابی ندارم ... چرا به زور می خواهید بر بار خجالت و سرافکندگی من اضافه کنید ؟؟؟ آیا فقط به قیمت کسب افتخاری دیگر برای خودتان؟
آخر این طور هم درست نیست سخن بگویم هااان؟
که هرچه باشد پدر و مادرند.... و اکنون هم مادربزرگ که منت مرا می کشند که به هر قیمت برووووووووووووو بخووووووووون برای ارشد.... فقط ارشد... که دیگر اگر بروی خانه ی شوهر وقت نیست و پول نیست و فلان و بهمان...
گور بابای شوهر نداشته و فامیل شوهر ندیده کنند که هرچه دختران بدبختی چون من می کشند ازین سبب است.
از یک طرف دعای سرو سامان گرفتن بنده را می کنند . از یک طرف .... چه بگویم آآآخر..

انگار که مثلا من چشم انتظار سوار سمند سفیدم و در اتاقم آآآه می کشم ...
ای خدااااااااااااااا

چه بگویم؟

هی این تلفن بی مرام را کج و کوله کردم دستم را روی دکمه هایش لغزاندم که به یکی زنگ بزنم و دردم را بگویم دیدم کیست که بفهمد مرا....!!!!  آخرش خوش به مرام همین وبلاگ پهلو گرفته...

منه بدبخت یک سال ازین خانواده ی محترم فرصت خواستم که مرا به حال خودم وا نهند تا بطور فشرده مهارت های رشته ام را افزایش دهم.. نمی گذارند که
انگار که از سال بعد ورود دختران برای ادامه تحصیل مراتب بالا قرار است که غیرمجاز شود! گویند حتا دانشگاه آزاد رو که ارشد واجب است.....

آخر با چه رویی به این مقطع ورود کنم و بگویم لیاقتش را داشته ام؟
آخر با چه روحیه ای تحصیل عالیه کنم و امیدوار باشم به آینده ای روشن به زور لامپ 60؟
آخر با چه رویی از آن در کذایی ارشد خروج کنم و بگویم مهندس جامعه هستم؟
آخر این دانشگاه لعنتی چه به آدم یاد می دهد ، اصلا کجا به آدم فرصت مهارت اندوزی می دهد؟

امان ازین تب مدرک گرایی..... امااااااااااااان...

 از آن طرف هی نمی خوانم برای امسال و هی امتحانات را تا الان خراب خروب نموده ام  که شاید فرجی باشد.. از طرفی مانده ام چه جواب نگاه های منتظر را بدهم و آآآه های پس از دریاقت نتایج را !!!!!
-------

هرکی می خواد نظر بذاره خواهشا نصیحت نکنه .....که اصلا ظرفیتش موجود نمی باشد...






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Pain
شنبه 14 مرداد 1396 09:12 ق.ظ
WOW just what I was searching for. Came here by searching for Foot Issues
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:34 ق.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here. The sketch is attractive, your authored material stylish.
nonetheless, you command get got an shakiness over
that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come more formerly again as exactly the same nearly very often inside case you shield this hike.
طواف یار
دوشنبه 23 مرداد 1391 03:02 ب.ظ

سلام
طاعات و عبادات قبول

لرزید تمام وجــــــــــودم
تا بدانم که
مرگ در یک قدمی ماهاست
و اینکه
لا حول و لا قوة الا باللـــــه

راستش را بخواهی
آنقدر گشتنم به همراه زمین دور خورشید برایم عادی شده
که
یادم رفته
قوه جاذبه اگر نبود …
یادم رفته که
من یک مســافری بیش نیستم و ..
….
الهی رضــــا برضـائکـــ ..

به روزم و منتظر حضور گرم شما
ما را هم دعا …
a3moony
شنبه 7 مرداد 1391 01:59 ق.ظ
سلام
بی خیال ِ حرف ِ مردم ...
سخته ولی ممکنه ...
التماس ِدعا تو این روزها و شب ها بانو ...
حمید
چهارشنبه 4 مرداد 1391 12:41 ب.ظ
متشکرم دوست من.
پست خوبی بود.
ممنون
فعلا تا بعد...
حمید
جمعه 30 تیر 1391 03:20 ق.ظ
مرسی
جالب بود
موفق باشی دوست من.
بازم سر میزنم.
پاسخ سپیده : خیلی ممنون و تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر